گامهای کوتاه

عناوین مطالب وبلاگ گامهای کوتاه

خانه‌روشنان :: ۱۳٩٠/٧/۱٤
دست‌هایش... :: ۱۳٩٠/٦/۸
بیرون‌نهادن بساط از خانه :: ۱۳٩٠/٥/٩
کلّه‌فریاد :: ۱۳٩٠/۳/٩
بورخس و الف‌اش :: ۱۳٩٠/٢/٦
بحر بهار :: ۱۳٩٠/۱/٢٢
آذر، ماه آخر پاییز :: ۱۳۸٩/٩/٢۱
آیین رنج کشیدن :: ۱۳۸٩/٧/٢۳
«ممّد نبودی ببینی» یا «گود لایف» :: ۱۳۸٩/٦/٩
تقرب به بارگاه سلطان :: ۱۳۸٩/٥/۱٦
پیچ‌گوشتیِ مارپیچ‌بازکن :: ۱۳۸٩/٥/۸
تخیلاتِ پیش از تبخیرِ قطره‌ی محال‌اندیش :: ۱۳۸٩/٤/۱٠
سعدی به روایت من :: ۱۳۸٩/۳/۱
ربع بزرگ مسکون :: ۱۳۸٩/٢/۱٠
رسیدن آن سال که روز آخرش بگوییم: تا باد چنین بادا :: ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
نامه به گوشه‌های تاریک :: ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
قربتاً الی من، قربتاً الی تو :: ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
دستی که دراز می شود/ دستی که رها می کند :: ۱۳۸۸/۱۱/٥
جمله‌ی علت‌های بی‌طبیب :: ۱۳۸۸/۱٠/٧
یک جای پاک پرنور :: ۱۳۸۸/٩/۱٠
چشم‌های سوراخ‌سواخِ اسفندیار مغموم :: ۱۳۸۸/۸/۱٤
افسارهای اضافی برای الاغ رام! :: ۱۳۸۸/٧/٢٥
باد، که بیاید ما را هم با خودش ببرد :: ۱۳۸۸/٧/٤
رستنی‌های بی‌فصل :: ۱۳۸۸/٦/٢٩
بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار... :: ۱۳۸۸/٦/٢۱
برای نجات آخرین دایناسور! :: ۱۳۸۸/٦/۱٩
جزئیات وقایع و قضیه ی بستن در میخانه :: ۱۳۸۸/٥/٢۳
تو رختخواب مخمل رنگی ش خوابیده... :: ۱۳۸۸/٥/۱٥
با هفت‌هزار سالگان :: ۱۳۸٧/۱٢/۱۸
تُنگ ماهی، روی شاخ گاو! :: ۱۳۸٧/۱٢/۸
قضیه‌ی دلبستگی متقابل من و رادیو :: ۱۳۸٧/۱۱/٢٧
فرار به لحظه‌ی اکنون! :: ۱۳۸٧/۱۱/٢٤
The Princess and The Warrior :: ۱۳۸٧/۱۱/۱٧
دستور طبخ صبحانه برای گلوگاه پنهانی :: ۱۳۸٧/۱۱/۱۳
زندگی در پیشِ رو :: ۱۳۸٧/۱۱/۱
جاودانگی به وقت تموز... :: ۱۳۸٧/۱٠/٢٥
تابستان خود را چگونه گذراندید؟ :: ۱۳۸٧/۱٠/٢۳
هم‌آغوشی با میهمان بی‌گاه :: ۱۳۸٧/٩/٢۳
سرهنگ به خودش نامه می نویسد! :: ۱۳۸٧/٩/۱٧
«آب...آب...»: یک پست طولانی تر! :: ۱۳۸٧/٩/۱٠
اعوذ بها :: ۱۳۸٧/۸/۳٠
بوی بهبود :: ۱۳۸٧/۸/٢٤
تنفس در یک ظرف ژله :: ۱۳۸٧/۸/۱٠
دوزخ می‌آشامم :: ۱۳۸٧/۸/٤
ابر بزرگ توی کله‌ی کوچک! :: ۱۳۸٧/۸/۱
Becoming Jane :: ۱۳۸٧/٧/٢۸
«بوسه بر آب» یا «شرّ و ورّ از ته دل» :: ۱۳۸٧/٧/٢٠
صنایع جدید الاحداث بسته‌گشایی و بازبندی! :: ۱۳۸٧/٧/۱٦
جعبه‌های دربسته‌ی اول پاییز :: ۱۳۸٧/٧/۱۳
منْ یک، منْ دو، منْ سه :: ۱۳۸٧/٧/٤
بعد از غذا و سیگار و کتاب :: ۱۳۸٧/٧/٢
مرقد پدر آقای افلاطون... صلوات! :: ۱۳۸٧/٦/٢٧
خواهم که هیچ نخواهم... :: ۱۳۸٧/٦/٢۳
کلاغ بی‌خانه! :: ۱۳۸٧/٦/۱٧
یک توده‌ی پرفشار سوءتفاهم :: ۱۳۸٧/٥/۱٢
کلّاً تعطیلات! :: ۱۳۸٧/٥/٤
تأملات مه‌آلود! :: ۱۳۸٧/٤/٢۳
والسلامُ علی من اتّبع الحوا! :: ۱۳۸٧/٤/٢٠
«شب‌های قسطی»: یک پُست طولانی! :: ۱۳۸٧/٤/٩
کیا داغشو دوست دارن؟! :: ۱۳۸٧/۳/٢٤
جلسه‌ی احضار ارواح عزیزه؛ به صرف شام و شیرینی :: ۱۳۸٧/۳/۱۸
آلوچه ی باغ بالا! :: ۱۳۸٧/۳/٧
برای زندگی؛ وقتی که کراوات می زند :: ۱۳۸٧/۳/۱
«چطور يک داستان خوب بنويسيم؟» يا «رسالتهای فراموش شده» :: ۱۳۸٦/۱٠/٧
«شراب خوردن با اژدها در تابستان» يا «روايت نگذشته ی ۲» :: ۱۳۸٦/٩/٢٩
الواح فراموشی :: ۱۳۸٦/٩/٢٠
صاف نشسته ايد جلوی کامپيوترتان و ....تـــــق.... :: ۱۳۸٦/٩/۱٠
روايت نگذشته به صيغه ی گذشته :: ۱۳۸٦/٩/٤
می شه لطفن اين جعبه رو سوراخ کنين؟ من هوا لازم دارم! :: ۱۳۸٦/۸/٦
در سوگ اين سکوت... :: ۱۳۸٦/۸/٢
بعد هم که ديگر تو، او شدی... :: ۱۳۸٦/٧/۱٧
می نويسم و فضا... :: ۱۳۸٦/٧/۸
چه جوری می شود که اين جوری می شود؟!... :: ۱۳۸٦/٧/٥
مثل کشف اتم... :: ۱۳۸٦/٧/٤
نوشتن...عشق...و ديگر هيچ :: ۱۳۸٦/٧/۳
۱۳۸٦/٦/٦ :: ۱۳۸٦/٦/٦