گامهای کوتاه


اعوذ بها

 

از ترافیک، ماشین‌های عصبانی، ضربه‌های پرصدا، فحش‌های آویزان، پناه می‌برم به یک نیمکت خیس

از روزهای تیغ‌دار، عقربه‌های تندرو، کاغذهای انبار شده‌ی سنگین‌وزن، پناه می‌برم به یک گل‌خانه‌ی گرم

از صدای تلویزیون، ترازویِ کج کور، پناه می‌برم به لغزش آرام یک دامن ساتن روی پاهایم

و وقتی دیگر توی دنیایت جایی برای من نباشد، یک غذای خوشمزه می‌پزم و به آن پناه می‌برم