گامهای کوتاه


تو رختخواب مخمل رنگی ش خوابیده...

 

یادم نمی‏آید کی زاییده‏امش ، اما می‏دانم که خیلی وقت است این بچه را دارم. اولش دست و پا نداشت. فقط یک کله‏ی گرد بود با دو تا چشم وق‏زده که بر و بر نگاه می‏کرد. بعدها دست و پا هم درآورد. بچه‏ی خوشگلی‏ است اما من زیاد دوستش ندارم. حالا مدتی است که شروع کرده است به خوردن من. دست و پایم را خورده و حالا از من فقط یک کله‏ی گرد چروکیده مانده با دو تا چشم وق‏زده که زرت و زرت تاب برمی‏دارد.