تو رختخواب مخمل رنگی ش خوابیده...
یادم نمیآید کی زاییدهامش ، اما میدانم که خیلی وقت است این بچه را دارم. اولش دست و پا نداشت. فقط یک کلهی گرد بود با دو تا چشم وقزده که بر و بر نگاه میکرد. بعدها دست و پا هم درآورد. بچهی خوشگلی است اما من زیاد دوستش ندارم. حالا مدتی است که شروع کرده است به خوردن من. دست و پایم را خورده و حالا از من فقط یک کلهی گرد چروکیده مانده با دو تا چشم وقزده که زرت و زرت تاب برمیدارد.
¤ نوشته شده در ساعت ٤:۱۳ ب.ظ توسط حوا