گامهای کوتاه


دستی که دراز می شود/ دستی که رها می کند

 

من خورشت کرفس دوست دارم.

من دوست خوشگل شمالی خواهرم را دوست دارم

من سیگارهای اسلیم را دوست دارم

من بچه‌ گربه‌ها و جوجه‌ها را دوست دارم

من بیکار بودن و خوابیدن تا لنگ ظهر را دوست دارم

 من سفر به انتهای شب را دوست دارم

من خیابان‌های باران‌زده را دوست دارم

من شورت‌هایی که کنارش بند دارد را دوست دارم

من پاستیل‌های نوشابه‌ای را دوست دارم

من دراز کشیدن روی آب را دوست دارم

من تو را دوست دارم و این بی‌معنی‌ترین چیزی ست که توی تمام عمرم دانسته‌ام.