گامهای کوتاه


این جهان، وان جهان مرا مطلب

 

دهان من زخم بزرگی بود توی صورتم. پدرم شیفته‌ی معجزه‌های علم طب بود؛ شیفته‌ی بی‌حسی‌های موضعی، بخیه زدن زخم‌ها.