تأملات مه‌آلود!

 

دوست مردم‌شناسی دارم که مدت‌ها در مورد افسانه‌ها تحقیق کرده است. یک‌بار گفت که در بعضی روستاهای یزد، برای پُرآبی، دوشیزه‌ای را «عروس آب» می‌کرده‌اند. عروس آب، یک شب را در میان آب قنات صبح می‌کرده است.

امشب من عروس آب بودم. از فردا تا اطلاع ثانوی باردارم.

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا افشاری

نطفه ای با موی سپید عزرائیل از رحم یک زن یائسه آغاز شد ... پری دریایی به قنات روستای ما آمده بود , به اقیانوس

کیمیا تاج نیا ( دغدا )

...چه جالب...رفتم به وبلاگ قنات...نوشته بود که یک شب رو در آتش تو صبح کرده...دختر... ...می بو سمت...

شاباجی

امروز باز بهت سر زدم ببینم عروس باران زایید_ پایدار باشی.

معنا

فرزندتان بارلن باشد کاش

منیژه رزاقی (قاصدک)

سلام ... --- من به ابروهایم بوی وازلین می مالم... به شانه هایت کچاب... برای پیوند این دو تا ... هووووووووووووووورا! --- پنج شنبه است را بر داشته ام... ( oraak.blogfa.com ) --- طولانی تر از سکوت... ویرایش عملی سنگسار!!!