کلاغ بی‌خانه!

 

ما مرداب‌‌هایمان را گرفته بودیم روی شانه‌هایمان و تندتند راه می‌رفتیم. سرمان را انداخته بودیم پایین و همین‌جور بیشتر و بیشتر توی مرداب‌هایمان فرو می‌رفتیم. تندتند راه می‌رفتیم و همه چیز خوب بود و ما توی مرداب‌های روی شانه‌هایمان فرو می‌رفتیم.

                                          پایان!

 

                                                   ******

  پ.ن1: من این را گوش می‌کنم. شما هم حتماً همین کار را بکنید.

پ.ن2: وقتی که گوش کردید یادتان باشد که من گفته‌ام:

روی زمین‌های سست حسابی باران باریده بود و چنان که پای به گِلزار فرو شود...

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاسنی!

من که از نوشته هات راضی ام....خدا هم راضی باشه...........[نیشخند]

ghola

اون موقع كه نوشته هاتو نفهميدم صبح بود. الان دوباره خوندم فهميدم! البته باز يك توضيحاتي هم بايد خودت بدي...

ghola

دو تا چايي اشاره ي ظريفي بود به تبادل لينك ها؟ چه تعبير بي نظيري. ( توهم)

aribaba

az baeza az neveshtehat vaghean khoshma oomad.jajidan behtar minevisi

داود

میشه گفت نوشته هات مرگ مولف رو زیر سوال برده!دوستان زیادی گویا گیج شدند. فرو رفتن خودخواسته,غسل معکوس! ممنونم از حضورت.

نیستان

این دفعه که خواستی لینک بدی قید کن که برای اونایی که اجازه ی زندگی ندارن عجالته خوب نیست. تا نرن صد بار فرو تو گل بعد ببینن کاراشون موند[گل]

ghola

راست ميگي چرا به فكر خودم نرسيده بود؟ آن ظاهرش بو و اما پيام هاي بسياري داشت آن" چايي" اگر نيك بنگرند در آن.

Red Song

سلام معذرت که یه کمی زمان جواب دادن به کامنتتون طولانی شد... من فایل صوتی آهنگی که رو می‌خواستید واستون آپلود کردم... اگر با جت‌ادیو گوش بدید متن آهنگ به همراه عکس خواننده هم داخلش هست. http://www.4shared.com/file/64200031/72386dbf/Negra_Sombra.html

امیرطلا

گوش کردیم و وقتی که گوش کردیم یادمان بود که شما گفتید: "روی زمین‌های سست حسابی باران باریده بود و چنان که پای به گِلزار فرو شود..." چنان با سر دویدن، به مرداب اندر شدن دارد...