قضیه‌ی دلبستگی متقابل من و رادیو

 

صبح‌هایی که صبحانه ساندویچ کوچکی‌ست که جویده ـ ‌ناجویده توی ماشین قورتش می‌دهی و همان‌جور که چشمت به ساعت ماشین است که تأخیرت را یک دقیقه، دو دقیقه، سه دقیقه بزرگ می‌کند داری به حرکت کند ماشین‌های جلویی فحش می‌دهی و توی صورت خودت و همه‌ی راننده‌های اطراف چیزی‌ست که حتما می‌تواند بچه‌ها را گریه بیاندازد، این‌جور موقع‌ها چه چیزی می‌توان گوش کرد غیر از دلنگ دلنگ اخبار رادیو؟...

پ.ن(مخصوص کسانی که با متن هم‌ذات پنداری کردند): اینم شد زندگی؟ یه فکری به حال خودت بکن!

/ 7 نظر / 13 بازدید
گیس طلا

ممنون حوا تو دومین دوست حوا نام من هستی http://www.havvasepid.blogfa.com/

داود

این روزها همه اخبار چرت رادیو را گوش می کنند و باور می کنند شما چطور؟

صبح روز بعد

سلام. من واقعا لذت می برم از شما جوانان این مرز و بوم که این گونه قله های رفیع اربیات و داستان را فتح می کنییید. تکبیییییر

باران

وای چقدر اینجا خوبه. خیلی خوب.

بهنام

خسته نباشی. اما در مورد پست قبلی ر.ک به کامنت من

هانی

بنده خدا ونجلیز چی میکشه گناهی !

نيستان

همه چی به ما میخنده یره جان جان[خنده][گل]