تُنگ ماهی، روی شاخ گاو!

 

رفتم توی حیاط. از خانه‌ی همسایه‌ها صدا می‌آمد. خوب که گوش دادم، در خانه‌ی همسایه‌ی پرسروصدا یک قالی بزرگ را می‌شستند و در خانه‌ی همسایه‌ی کم‌‌سروصدا برگ‌های خشک و آشغال‌های باغچه را می‌سوزاندند. اگر مشکلی پیش نیاید، تا ده بیست روز دیگر بهار می‌شود! فوق‌العاده نیست؟

پ.ن: جیک‌جیک مستون لطفا!

/ 9 نظر / 12 بازدید
علی کارنما

خیلی مطلب قشنگی بود.خوشحال میشم پیش ما هم بیای.[گل]

آرش

سلام حوا قلم وبلاگ پرباری داری از پست The Princess and The Warrior خوشم اومد...

نيستان

حالا هم در خانه ی همسایه ی این همسایه ها یک ترق پرقی میاید که نگو!

آرش آرین

بابت کامنتی که در پرونده برای من گذاشتید ممنونم.

داود

یادمه بهار رو دوست داشتی نقطه نقطه نقطه خب دیگه داره میاد هرچند ما زمستونی ندیدیم نقطه پرانتز باز منظورم فقط از نظر آب و هواییه وگرنه که مدتهاست هوا بس ناجوانمردانه... پرانتز بسته

علی

والا به قول جگر الشعرا!: چه بي نشاط بهاري كه بي رخ تو رسيد! (تيريپ افسردگي) [زبان][نیشخند]

منیژه رزاقی (قاصدک)

سلام و! دیروز سه شنبه هست... امروز سه شنبه هست ... فردا سه شنبه هست... همیشه سه شنبه هست... هست سه شنبه هست... گاهی از سر خیر خواهی شاعرم... و! طولانی تر از سکوت...

Mr.Light

مگه هر جايي سر صدا مياد بايد بري گوش بدي؟؟؟ شايد ......

اسماعیل قنبری

صدای پای تو پرهای ریخته از بالهای درناها به فصل ریختن برگهای اخر دنیاست