همه‌ی راه‌های منتهی به رُم

 

از کوچه صدای باد و باران می‌آید. خاک من‌ام که روی تختم دراز کشیده‌ام. آتش تویی که از جهان غایبی.

*****

من باد و باران‌ام. با خودم در می‌آمیزم. عمرم زیاد است. نمی‌شمرمش. شما الآن هستید. یک بار که چشم‌هایم را ببندم و باز کنم، دیگر نیستید. کسان دیگری هستند. برای من چه فرق می‌کند؟ من باد و باران‌ام. با خودم در می‌آمیزم. عمرم زیاد است.

/ 0 نظر / 35 بازدید