بعد از غذا و سیگار و کتاب

 

بعضی از مردم دوست دارند غم و غصه‌هایشان را توی جیبشان بگذارند و همین‌جور که ساندویچشان را گاز می‌زنند آن‌ها را مثل تمبر یادگاری به دیگران نشان بدهند. اما بعضی وقت‌ها دیگر بدجوری شورش درمی‌آید! آخر چطور ممکن است یک نفر که از زندگی کاملاً سیر شده و در حال نابود شدن و سوختن و این حرف‌هاست، با یک عکس مکش‌مرگ‌ما که کنار مسنجرش گذاشته و یک شعر مکش‌مرگ‌ماتر که که کنار اسمش نوشته کانکت بشود که با خلق‌الله چت کند؟!

/ 6 نظر / 11 بازدید
یرقان

مخصوصا که عکسشون یک دختر نیمه عریان باشه که به خودش پیچیده روی تخت دراز کشیده و داره اشک میریزه. وای که چقدر خواستنیه این تصویر

فدرس ساروی

شعر هیچکس شعر هیچکس نیست این روزها حوا جان ... [گل]

زهرا

چون به توجه نیاز داردن. چه خوب می‌نویسی.

داود

باید زد شیشه مانیتور این افراد رو شکست!

صبح روز بعد

سلام. حالا دیگه پیدا می شن از این آدما. شما خودشو ناراحن نکن آبیجی ... در اون مورد: راستش جوابی نگرفتم یا اگه گرفتم ندیدم