«چطور يک داستان خوب بنويسيم؟» يا «رسالتهای فراموش شده»

 

شروع: جمله‌ی توصیفی 1(گنگ). جمله‌ی حسی(نامأنوس).جمله‌ی توصیفی 2 ـ‌جمله‌ی معترضه‌ی1(متناقض)ـ . جمله‌ی حسی(هرجور صلاح بود). نقل قول2 ـ‌جمله‌ی معترضه‌ی 2(ارجاع به جمله‌ی توصیفی 1:ایضاح)ـ . نقل قول 1. بازگشت به جمله‌ی حسی: پایان.

 

توضیح اضافه: این مراسم باشکوه، با صدای شیپورها و پرچم‌های رنگی‌اش، با آن چند دانه اشک رمانتیکی که توی چشم بینندگانش جمع شده است، خداحافظی من از وبلاگ‌نویسی است. با این‌حال هروقت خواستید بیایید و برای دنیای مجازی‌ای که از چنین گوهر تابناکی محروم شده است تأسف بخورید، این در به روی شما باز است.

توضیح اضافه‌2 یا خندیدن به ریش متن(صدای تماشاچیان) : اوووووووووه!

/ 33 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد فلاح

خواندمت رفيق! ................... گرگ و میش است می نشینیم روی باران تاب می خوریم ( ای دل غافل ! ) .. .. .. از در دیگر / شعری از کتاب بریم هواخوری / در سال مرگ پدر پدر هم مگر تمام می شود ؟... الو !

نیستان

خواب دیدم باز نوشتی. بعد من اومدم کلی چیز میز برات نوشتم. بعد تو میای می خونی. بعد لبخند ملیح می کنی. بعد باز می نویسی. بعد همه ی دعاهای آدمی برآورده می شه...

مهرداد فلاح

نام شاعر را اگر از پیشانی شعر برداریم ، چه می شود ؟ این صندلی در خور افتادن است ، نه نشستن! مثل زیستن که پیامدی دارد ، شاعری کردن هم ... .. .. .. سرخ و سیاه ٍ من که می تواند سبز آبی زرد یا که رنگ دیگری باشد ... باشد ؟

امیر بهرام

سلام بعد از 6 ماه سکوت آمدم . روی همه چیز گرد نشسته جز شعری که تازه آوردم قابل دار نیست اما برگشتنم رو آسون کرد

امیر بهرام

سلام بعد از 6 ماه سکوت آمدم . روی همه چیز گرد نشسته جز شعری که تازه آوردم قابل دار نیست اما برگشتنم رو آسون کرد

دندان پزشک کاذب

بهار نزدیک است امیدوارم میل دوباره نوشتن هم در وجودت جوانه بزند

مهرداد فلاح

انگار دیر آمدم پیشت حوا؟ ولی حال خوبی بهم دست داد وقتی این نوشته های فشرده و خوب را می خواندم . ادا و اطوار لوس ندارند این نوشته ها . لذت بردم جوری که انگار نیشگون گرفته باشم خودم را یواشکی! .. .. .. بازم بنویس دختر!

فدرس ساروی

خوبه ... سنگ را بکوب روی یخ ... این یک عادت تازه است ... حوا حالش خوب است ؟