پیچ‌گوشتیِ مارپیچ‌بازکن

سلّانه. سلّان. سلّانگی. سلّانه‌سلّانه. سلّانه گویا قید است. فعل و اسمی ندارد. لغتِ تنهاست. معنای قاموسی به‌خصوصی هم تا آنجا که دیده‌ام ندارد. یک‌جور حال به‌خصوص است. حال آدمی که آرام و جوری هم خسته راه می‌رود. و تنها هم. سلّیدن کاری دسته‌‌جمعی نیست. فردی‌ست. حال آدمی ست که مهم‌ترین کارش این است که این لحظه را، این ثانیه را، کوچک‌ترین جزء زمانش را، راه برود. بکِشاندش. یک‌جور غمزه‌ی رندانه در خودش دارد. آرامشِ حتی سرخوش. و بی‌اعتنایی؛ جوهر سلّانگی همین است: آدمی را که توی بازار سلّانه راه می‌رود بردارید و عیناً بگذاریدش توی یک کویر. یا وسط یک مسابقه‌ی دو. سلّانه راهش را می‌رود. معیارش همین است.

 سلّانه. سلّان. سلّانگی. سلّانه‌سلّانه. پشت سرم یک دریاست، مقداری بیابان بلا، چند میدان دراز جنگ، بخشی از آسمان و چیزهایی که توی ابر نگه‌شان می‌دارم و به‌سرعت شکل عوض می‌کنند. همچنان می‌سلّم. 

/ 2 نظر / 20 بازدید
دانشجو

با سلام اینجانب دانشجوی دوره کارشناسی رشته روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و برای تکمیل پایان نامه ام نیازمند تکمیل پرسشنامه هایم توسط دانشجویان دانشگاه های شهر تهران هستم. موضوع پژوهش من بررسی رابطه بین ابعاد عشق و تعدادی از ویژگی های فردی می باشد و برای پرکردن پرسشنامه ها حداقل شرط لازم این است که آزمودنی هم اکنون داری رابطه عاشقانه با شخصی دیگر و یا افکار عاشقانه درباره شخصی دیگر باشد. لازم به توجه است که نمونه من بایستی از دانشجویان دانشگاه های تهران باشد ولی شرکت تمامی دانشجویان کشور در این پژوهش مجاز است وجواب آزمون به آنها داده خواهد شد. در پایان خواهشمند است فیلد مربوط به دانشگاه را بدرستی پر کنید تا در انتخاب اعضای نمونه پژوهش دچار اشتباه نشویم. برای شرکت در آزمون آدرس زیر را در مرورگر خود کپی کنید و کلید اینتر را فشار دهید. Azmoon.freei.me از مسئول وبلاگ خواهشمندم برای اعتلا و پیشرفت سطح علمی جامعه این آگهی را حذف نکند تا سایر بازدیدکنندگان هم در صورت تمایل بتوانند شرکت کنند. با سپاس