اعوذ بها

 

از ترافیک، ماشین‌های عصبانی، ضربه‌های پرصدا، فحش‌های آویزان، پناه می‌برم به یک نیمکت خیس

از روزهای تیغ‌دار، عقربه‌های تندرو، کاغذهای انبار شده‌ی سنگین‌وزن، پناه می‌برم به یک گل‌خانه‌ی گرم

از صدای تلویزیون، ترازویِ کج کور، پناه می‌برم به لغزش آرام یک دامن ساتن روی پاهایم

و وقتی دیگر توی دنیایت جایی برای من نباشد، یک غذای خوشمزه می‌پزم و به آن پناه می‌برم

/ 16 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آشوک

صفات متوالی جالبی بود . . ()

سعید دارائی

بروز هستم با روایت ششم از پشت دروازه های کرمانشاه

منیژه رزاقی (قاصدک)

صفحه 73 تا 74 بند اول پاراگراف اول گراف اول نسخه اصلی خط بشین/ ند آرام آرام کمی تا قسمتی به روزم ! طولانی تر از سکوت...

داود

دلخوشیهای موقتی ... موفقیتهای ناچیز ... تازگی ها به هیچی نمیشه پناه برد حتا یک استکان چای

علی

خوب كاري ميكني از اين به اون پناه مي بري از اين ستون تا اون ستون فرجه! [زبان]

نيستان

حوا چقدر این متنتو دوس میدارم! دوس دارم هی بیام بخونمش هی هنوز متن جدید ننوشته باشی[چشمک][گل]

آقا امین

چه خوب بود آخرش پناه می بردی به خدا! متنت زیبا بود ! موفق باشی دوست عزیز[دست]